سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
40
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
لازمهء اتحاد است . اين حركات و متحصن شدن كار ديگرى بود كه نبايد آقايان بيچاره گرفتار زنجير ستمكار شوند و هريك چون بنات النعش پراكنده گردند و چون دو كوكب نپتون و اورانوس بعد مسافت پيدا كنند ، و احتمال مىرفت چون ستارهء ذوذنب كه غايب شود [ و ] ديگر او را نبينيم . زيرا خيالى كه بافته بودند و تهيهاى كه ديده بودند همين قسمها بود كه نه از آنها اثرى و نه از عدم وجودشان خبرى . به دليل اينكه دو گارى زنجير حمل نموده بودند به توسط سردار فيروز كه اقبال السلطان باشد و حكم شده [ بود ] كه هر يك را به زنجيرى بسته و به ديارى ببرند . چونكه خداوند نمىخواهد كه مقيد به قيد زنجير شوند . لهذا نصفشب آقا سيد عبد الله را خبر مىنمايند كه سردار فيروز آمده با دو گارى زنجير . تكليف چيست ؟ آقا مىفرمايد بيايند اول مرا زنجير بكنند . مىگويند اينكه صحيح نيست و نبايد گرفتار بىفكرى شد و خودمان را اسير اين غدار بنماييم . خوب است كالسكه را ببندند و برويد . بالاخره آراء بر اين قرار مىگيرد . نصفشب سوار مىشوند و بسرعت مىروند و خود را و مهاجرين را آسوده مىنمايند و ديگر به گردش نمىرسند . « چون به گردش نمىرسى واگرد . » و مردم به آسودگى و فارغالبال از علىآباد ركضت كرده ، به مقصد شتافتند . پس بايد اين امتنان را از كسبه و تجار داشته [ 46 ] باشيم كه زودتر به سفارت رفتند و عايق و مانع بعضى خيالات آن . . . « 1 » و آن . . . ملعون و آن بدبخت مىشوم شد و باطن خود را به عرصهء ظهور رسانيد . ولدالزنا مىخواست شريعت را پامال نعال نمايد و عقد و نكاح را به مسيو « نز » « 2 » واگذار و تفويض كند . روزگار با خيال و كار او مصاحبت و مساعدت ننمود . خداوند تبارك و تعالى حافظ است و حفظ خواهد نمود . [ مذمت عين الدوله ] شب شنبه و يكشنبه و دوشنبه 21 در بازار و محلات چراغان نمودند . شب يكشنبه را ميرزا نصر الله خان مشير الدوله كه حاليه صدراعظم است با
--> ( 1 ) . فحش بود برداشته شد . ( 2 ) . ( - نوز ) .